![]() |
![]() |
|
|
salam be unayi ke mian inja o be unayi ke nemiyan
khodamo gul nazanam,salam be toyi ke in matlabo ehtemalan hafte ha ya mah ha bad az upload kardanesh mikhuni are,man tanham,hatta weblagamam khalvate tanhayi ham alami dare,amma ta key???????!!!!!!!!! rastesho bekhayn alan 10 mahe in weblogo baz kardam shayad be sakhti 10 ta nazar dashtam!!!!!!!!!! nemidunam moshkel az kojast,shayad moshkel ine ke man aslan zatan weblog nevis nistam shayadam chon binam o ashnam,hatta esmamam tu weblag nist!!!!!!! shayadam gharare ye ruz weblog nevise khubi besham amma be har hal duste nadideye man,hamneshine sohbat haye gonge man,ey gharibeye ashna salam salam salam |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 13:50 توسط من |
|
|
گل نیلوفر که روی مرداب میروید،بسیار از خورشید دور است اما به محض اینکه آفتاب طلوع میکند،گلبرگ هایش باز میشود و شکفته میگردد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:33 توسط من |
|
|
زندگی پایبندی به چیزهای کوچکی است، که گاه به چشم نمی آیند. زندگی آب دادن به یک گل است. زندگی چیدن سفره است برای آن که دوستش داری! زندگی لذت بردن از یک پیاله ی چای است. همین کارهای کوچک.... کارهای بسیار کوچک.... گام زدن در پگاه، گپ زدن با دوستی صمیمی، سلامی به رفتگر محله، این ها خود زندگی است. او که میتواند به رفتگری سلام کند، میتواند له گل، به درخت نیز سلام کند و برای شب، برای باران آواز بخواند!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 23:37 توسط من |
|
|
زندگی پایبندی به چیزهای کوچکی است، که گاه به چشم نمی آیند. زندگی آب دادن به یک گل است. زندگی چیدن سفره است برای آن که دوستش داری! زندگی لذت بردن از یک پیاله ی چای است. همین کارهای کوچک.... کارهای بسیار کوچک.... گام زدن در پگاه، گپ زدن با دوستی صمیمی، سلامی به رفتگر محله، این ها خود زندگی است. او که میتواند به رفتگری سلام کند، میتواند به گل، به درخت نیز سلام کند و برای شب، برای باران آواز بخواند!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 18:28 توسط من |
|
|
ای غنچه ی خندان ,چرا خون در دل ما میکنی
خاری به خود میبندی و ما را زسر وا میکنی از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم کاخت نگون باد ای فلک,با ما چه بد تا میکنی ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی امروز ما بیچارگان,امید فرداییش نیست این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن در گوشه ی میخانه هم مارا تو پیدا میکنی ما شهریارا بلبلان دیدیم بر طرف چمن شور افکن و شیرین سخن,اما تو غوغا میکنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 23:20 توسط من |
|
|
من باور دارم … که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آنها همدیگر را دوست ندارند نیست. و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آنها همدیگر را دوست دارند نمىباشد. من باور دارم … که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم. من باور دارم … که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصلهها. عشق واقعى نیز همین طور است. من باور دارم … که ما مىتوانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد. من باور دارم … که زمان زیادى طول مىکشد تا من همان آدم بشوم که مىخواهم. من باور دارم … که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آنها را مىبینم. من باور دارم … که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مىدهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم. من باور دارم … که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد. من باور دارم … که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مىدهد، صرفنظر از پیامدهاى آن. من باور دارم … که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مىآیند و ما را نجات مىدهند. من باور دارم … که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمىدهد که ظالم و بیرحم باشم. من باور دارم … که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشتهایم و آنچه از آنها آموختهایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفتهایم. من باور دارم … که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم. من باور دارم … که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد. من باور دارم … که زمینهها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بودهاند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم. من باور دارم … که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد. من باور دارم … که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند. من باور دارم … که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آنها را نمىشناسیم تغییر یابد. من باور دارم … که گواهىنامهها و تقدیرنامههایى که بر روى دیوار نصب شدهاند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد. من باور دارم … که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد. من باور دارم … «شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مىکند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 11:4 توسط من |
|
|
پروردگارا......
سالها عشق نفسگیر تو بود و ما......... و تو برایمان از راز عشق بارها گفتی،از سر دوست داشتن ها،از وزش نسیم عشقت در میان ما ولی افسوس! با عشق ،با خویشتن چه ها کردیم................ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 0:25 توسط من |
|
|
سکوت،این تنها منادی من و تنها ندای من
تنها سکوت است که مرا میخواند و تنها سکوت است که من میخوانمش،با جان فریادش میزنم مرا به سکوت میشناسند، همه من ،به تنهایی،به سکوت،به شب،به اشک،به رود،به نهال ،..........................به عشق ،آرامم من همان تک درخت خشکیده ی کویرم که گاه گداری جوانه میزنم،گاهی سبز میشوم،گاهی سایه دارم تنها سود من اندک سایه ایست که در این کویر دارم،رهگذاران اندکی با من می آرامند من ،تنها،زیر آسمان کویر خدا میخوانم فریاد میزنم سکوت،سکوت ،سکوت که درخت،که گل،که برگ،که سایه،که کویر،که بهار ،که اشک ................که خدا سکوت را فریاد میزنند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 22:44 توسط من |
|
|
مهم نیست که چه مقدار می بخشیم مهم این است که چه مقدار عشق در این بخشیدن است. و ما نمیتوانیم کارهای بزرگ بکنیم تنها میتوانیم کارهای کوچک را با عشق عظیم انجام دهیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 0:58 توسط من |
|
|
سکوت بهترین منادی شادمانی است.
اگر بتوانیم بگوییم که تا چه حد شادیم قطعا تنها اندکی شادیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 0:56 توسط من |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در نگاه کسی که پرواز نمیداند هر چه قدر اوج بگیری ،کوچکتر خواهی بود
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 بهمن 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 |
| پیوندها |
|
لاویز تو را برای وفای تو دوست دارم بزرگترين فول البوم و جديدترين اهنکها n2mگروه موسیقی فافا(emo pix) |
|
RSS
|